بی غرض بخونين!

وقتی که رفتم تازه تومی فهمی عاشقی چیه * می شناسی عشقوبعدمن می فهمی عاشقت کیه

عاقبت ازغصه ی تونقش توقصه هامیشم * می رموپیدام نمیشه تنهامثه خدامیشم

وقتی که من عاشق شدم باهمه ی روح وتنم * توخواب وتوبیداریهام نقش دوتاچشم توبود

من به یادتوهمه جاسایه به سایه کوبه کو * آینه ای که دم به دم باتونشسته روبرو

توجونمی توعشقمی قشنگترین بهونه ای * برای زنده بودنم توبهترین نشونه ای

توبهترین دلیل دل برای بودنم شدی * نبودی ازتنم جداکه پاره ی تنم شدی

پرنده ی قشنگ من اگه بیای بهارمیاد * برای این شکسته دل تو سینه بازقرارمیاد

ستاره هاپایین میاندوباره بازسحرمیشه * ازآسمون واززمینبه من میگن که یارمیاد

************************************************************************

محبت شدیدی که سابقا به توابراز می داشتم

دروغ وبی اساس بوده ودرحقیقت نفرت من به تو

روزبه روززیادترمی گردد وهرچه بیشترتورامی شناسم

پستی ووقاحت توبیشتردرنظرو آشکارمی شودو

درقلب خوداحساس می کنم که ناچارباید

ازتودورباشم.من هیچ وقت فکرنکرده بودم که

شریک زندگی توباشم زیراملاقاتی که اخیراباتوداشتم

طبیعت پست وفرومایه وروح پلیدت رابه من آشکارساخت و

بسیاری ازخلقیات وصفات تورابه من شناساندومسلما

خشونت وطبع تندخویت تورابدبخت خواهدکرد.

اگرازدواج ماسربگیردمن همه ی عمرخودرابا

پشیمانی وتندخویی خواهم گذراندوبدون توعمرخودرابا

خوشبختی به سرخواهم آوردودرنظرداشته باش که روح من

باتوهیچ وقت آرام نخواهدشدونفرت ودشمنی من همیشه

متوجه توست وبایداین نکته رابگویموتوهم به آن عمل کنی

مخصوصاتقاضایی که از تودارم این است که مطمئن باش

این نامه راازصمیم قلب می نویسم وچقدرتاسف می خورم اگر

بازهم درصدد دوستی با من برآئی ومزاحم شوی.ضمنا خواهش می کنم

ازجواب این نامه خودداری کنی زیراکه نامه های توسراسر

مزخرف است ونمی توانم بگویم که دارای

لطف وطراوتی شیرین برای من است وبه طورقطع بدان که همیشه

دشمن توهستم وبه شدت ازتومتنفرم وهیچ وقت تصورنمی کنم

دوست صمیمی ووفادارتوهستم!!!!!!!!!!!!!!!!

{اگه نفهمیدی چی به چیه وخواستیاحساس حقیقی من رونسبت

به خودت بدونی ازاول تاآخراین نامه رویه خط درمیون بخون}

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@واین هم یه شعردیگه ازخودم برای چاشنی پایان این متن:

لحظه هارامی گذارم توی یک قاب بلورین لحظه های باتوبودن گشته به ازجان شیرین

نازنینایاریم کن که من ازخودمی گریزم دست مهرت برسرم نه توببین جان مریضم

بندبنددل گسسته توبیابنددلم باش قلب من صدپاره گشته توبیاویاورم باش

خوب دانم خاطرم باخاطرت پیوندخورده نازنینایاریم کن دل به توسوگندخورده

توبگوعهدی که بستی نشکنی تازنده هستی همچورویاهای دیرین ترک من دردل نبستی

دردلت عهدی که بستی ریشه کرده تاهمیشه توبگوبامن قرینی زندگی بی من نمیشه

خواستم ازتوصدایی بهرروزبی صدایی هم نوایی کن به تارم گودلم باتوست راهی

دل به سودای جنون نه چندروزی دربرم باش ازسبک عهدی ملولم جان ویارآخرو باش

سست عهدی رفیقان ناله هایم تاخدابرد ناله ی جانسوزمن رااززمین برکبریابرد

آه من ایزدشنیدوبرزمین باران فرستاد خوبروئی ازپری رویان آن رضوان فرستاد

همرهش این حرزراراهی به سوی خانه ام کرد که عزیزش دارعشقت را.واودیوانه ام کرد

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

خدایابهآنکه دوستش می داری بیاموزکه عشق ازدوست داشتن برتراست

و

به آنکه دوست ترمی داری بیاموز که:دوست داشتن ازعشق برتراست...

 

  
نویسنده : soltane ghalbet ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸۳