يار من

اگر باشد مرا ياری تو باشي / نباشد گر هواداری تو باشي

اگر گويم خموشم يادم آری / که آهم نعره گردد گر تو باشي

چو دستي با نياز وآه سويت / فراز آرم مراوجان تويي

اگر اشکي به چشم آرم ، بگريم / تو ميبيني، تو مي سازی، تو باشي

دلم هر جا که بگريزد بگريد / مگر جايي که در آنجا تو باشي

رود آيا مرا روزی ز خاطر / که خاطر خواه و غمخوارم تو باشي

تو را خوانم، تورا خواهم، کجايي؟ / همي دانم که مولايم تو باشي

مرا گر دست عهد و قول سست است / تو دستم گير آقايم تو باشي

من نادان اگر کردم خطايي / ببخشايم که بخشنده تو باشي

 

  
نویسنده : soltane ghalbet ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٤