تك تاز

 

يكه تاز بودن دلي مي خواهد به شجاعت ققنوسي كه افسانه قصه هاست ، بياني ميخواهد به استواري كوه و قامتي سرو مانند؛ روحيه اي شيشه اي  و محكم  و همراهي كه تا ته خط همراهت باشد نه ياوري كه بار اضافه ايست بر دوشت و نامش را بايد تا آخر عمر يدك بكشي.

چه دشوار است اينكه به ظاهر خود را عاشق بداني و در دل خالي از اين حال و هوا باشي.هر روز گريمي جديد كه بايد متناسب با آن نقش بازي كني . هر روز بهانه اي ديگر براي جدايي و آزار. اگر به راستي چنين نباشي از عشق بهره مند نميگردي؟ اگر در قالبي كه او دوست دارد نگنجي از دستش ميدهي؟ و آيا نداشتنش وقتي تو را آن طور كه خود دوست دارد، مي خواهد بهتر از داشتنش نيست؟ تنهايي بهتر از با هم بودن نيست وقتي مجبورت كند برايش زندگي را بازي كني آن طوري كه او ميپسندد؟

 

  
نویسنده : soltane ghalbet ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ شهریور ،۱۳۸٤