باور

عادت كرديم فقط چيزهايي رو باوركنيم كه تكرارشدن.اونقدركه شدن يه چيزپيش پاافتاده.كاري نداريم باعقل جوردرميان يانه.تكراره مهمه.به اين حرفها خوب فكركن:

ميشه دلت بلرزه بدون اينكه توچشماي كسي نگاه كني، بدون گرفتن دستاش هم ميتوني گرماش روحس كني.ميشه بفهمي چي تودلش ميگذره وچي ازت مي خواد.به شرط اينكه دوسش داشته باشي.كي گفته واسه دوست داشتن اول بايدطرف روديد؟يعني اگه نديده قبولش داشته باشي احمقي؟اون چي؟اگه نديده عاشقت بشه ياحداقل اينجوري بهت بگه دروغ گفته؟

باور،كلمه اي 4حرفي كه باورش خيلي سخته.يه وقتي به يه جايي مي رسي كه ديگه نميدوني دوسش داري يا نه.آب شده بودي بدون اينكه زل بزني توچشاش.دستات ميلرزيدبدون اينكه جلوت وايستاده باشه.به هرشكلي كه اسمش به گوشت ميرسيددست وپاتو گم ميكردي.فكروذهنت روپركرده بود.روزي 100باردوست داشتي بري ببيني برات آف داده يانه.آفلاينهاروتندتند ردميكردي تابرسي به مال اون.بعدباولع بشيني ببيني چي نوشته.دوست داشتي بفهمي چي توسرش ميگذره واسه همين حرفهاش روكلمه به كلمه حفظ ميكردي جمله به جمله ش رو100بارميخوندي تابالاخره راه ورود به دلش روپيداكني.به نديدنش عادت كردي.وقتي هم كه ميديديش باحال بود.دوست داشتي نگات كنه اماچشاش رو ميزدزمين.دوست داشتي مثه نوشته هاش باشه اماسرش پايين بودوكم حرف.دوست داشتي همون جوركه بلده عشق روتونوشته هاش داد بزنه يه بارتوچشمات صاف نگاه كنه ودادبزنه وبهت بگه:دوستت دارم.

دوست داشتي اون جمله معروفه روروزي 100باربهت بگه اماهميشه جروبحث بودوكلافگي.وقتي هم كه ميخواست يك كلمه درست حرف بزنه دي سي ميشد.دست پنجول بروبچه هاي مخابراتي دردنكنه بااين خط تلفنهاشون.خوب هواي همه جارودارن.تاحرف از عشق بشه خط دتا قطع ميشه واقعا بايدگفت دمشون گرم بااين ضدحال زدنشون.

يه وقتي دوست داشتي دنيا نباشه امااون باشه.دوست داشتي يه جفت چشم نازداشتي تابه محض اينكه نگات ميكرددلش ميلرزيدوعاشقت ميشد.دوست داشتي ازخوبيهاي عالم هيچي كم نداشتي تاتوروباجون ودل بخوادودادبزنه:بهت افتخارميكنم.

دوست داشتي وقتي عاشقانه حرف ميزنه مرجع كلامش توباشي.زيرهمه جمله هاي قشنگش روامضاكنه وبه توتقديم كنه تا ديگه مطمئن شي منظورش تويي.اماوقتي پاي يكي ديگه وسطه يعني ازاول وسط بوده وتونميدونستي،چه جوري باچه دلي باچه چشمي باچه باوري بايدفهميدكه وقتي ميگه دوستت دارم بهت نيازدارم توروميگه يايكي ديگه رو.سخته برات وقتي توراهي باشي كه نميدوني درست وغلطش كدومه.تجربه چيزي كه برات سابقه نداشته مثه مرگ تدريجيه.ازبس برات توهم ايجادميشه خيال ميكني كلمه به كلمه ت آزارش ميده درصورتيكه شايدفقط توتنهاكسي باشي كه آرومش ميكنه.حتي فقط بردن اسمت ،اماوقتي خودش چيزي نميگه وقتي بعداز1000 بارپرسيدن و1000 جورحرف زدن ميگه نمي دونم ،چي دستگيرت ميشه؟جزاينكه بايدبه حال خودش بذاريش وبري واسه هميشه......

مدام دنبال اين بودي كه ببيني ماه وآسمون وبارون وزمين وپرنده وچرنده كه تونوشته هاشه به كي برميگرده.دلت ميخواست بگه به تواماهميشه ميگفت نميدونم.دلت ميخواست وقتي نگاش اين طرف اون طرف ميره فقط واسه اين باشه كه ببينه انتخابش ازهمه بهتره.امافقط بي هدف به اين طرف اون طرف نگاه ميكرد.شايدم واسه اينكه دوست اولش شماروباهم نبينه.قدش بلندبوداونقدربلندكه نميديدتوجلوش وايستادي.چشماش گيرابودامانه اونقدركه گيرايي توروداشته باشه.دستاي گرمش مهربون بودوفكرش عاشق اماهمه اينهاواسه دوست اولش بودنه توي تازه وارد.نشنيدي ميگن هيچي عشق اول نميشه؟بيخودخودتوقاطي كردي كه چي؟باهرلحظه خوبي كه با تو داره يادلحظات خوب گذشته ش ميفته وميگه اگه اون بودچي ميشد.هيچ وقت اونويادش نميره اينوعينا هم نوشته.تنهاحرفي كه واضح زد........

امانميدوني چرانميفهمه واسه چي داري ازش فاصله ميگيري.هيچي ازاحساسش نميدوني چون نخواسته كه بدوني.نخواسته كه براش بموني.رفيق موندنش عشق اولشه وتوفقط بازيچه امروزش.

يادته؟ميخواستي بيشتربهت دل ببنده دوست داشتي اسيرش كني اماوقتي ميديديش اسيرش ميشدي.دزدكي نيم ثانيه اي بعدم زودهركي راهشو بكشه بره سي خودش.اماهمون يه ذره ديدن قدر100 سال برات بس بود.ميخواستي وقتي ازش جدا ميشي مدام اسمتوصدابزنه وبگه برگرد نرو.امااون......

راهيابي به ذهن كسي ميسرنيست مگراينكه خودش هم بخواد.عاشق ومعشوق فقط باهم معني دارن نه تك تك.اينهادرددلهايييه كه تودل خيليهاست.شايدبه همين شدت ياكمتر.يادرست برعكس.ازيكي اصلا خوشت نميادامامدام موي دماغته.هرجاميري جلوته.بيخودي برات شيرينزبوني ميكنه.اماوقتي بهش فكرميكني ميبيني فقط ميتوني بگي:ازت بدم مياد.بهترين حل تمرين بهترين عطروشيكترين لباسهاوبيشترين كاروهمين برات ميكنه ها امانميفهميش چون نفهميدنت.ميگي بذارهمون جوركه سوزوندنم بسوزونمش.بذارببينم اندازه اي كه من عاشق اون بودم اينم عاشق منه يا نه.زندگيمو جهنم كردن ديگه نميخوام بهشتش كنم و....

خيلي كم پيش ميادكه تواين موقعيت كسي بگه بذار طعم جهنم روبه اين آدم نشون ندم.دست خودش نيست ضربه روحي به اين سادگي التيام پذيرنيست.

جداازاين 2حالت اگه حالتي پيداكردين برام بفرستين.البته اگه واقعابشه حالت سومي پيداكرد.دلم ميخواد همه اونهايي كه دل دوستشونو به بازي گرفتن چشماشونو بازكنن وببينن كه چه صدمه اي ميتونن بهش بزنن.توروخداتوابرازاحساساتتون فكرجدايي فرداتون روهم بكنين.

ميشه كسي توعالم باشه كه يك بارهم عاشق نشده اماهيچ كس تودنياوجودنداره كه حتي يك بارهم دلش نلرزيده باشه.هميشه نگاه به گرمترين پناهگاه جهان(چشمهاي كسي كه دوسش داري)دلت رونميلرزونه.احساست اين كاروميكنه.

 

  
نویسنده : soltane ghalbet ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ،۱۳۸٤

عاشقی.......

تقصيرمانبودكه دل رام مانشد

   كارجهان به وفق دل آرام مانشد

درهاي صددل ازاثريك نگه شكست 

 ازقلب مادري به صداصراروانشد

ازچشم آسمان چوبه حال كويريان

باريدسيل اشك ونصيبي مرانشد

اين بي ثمركوير ِدل شوره زار ما

درزيرابربودوزخشكي جدانشد

باريددردعشق وبلاي نگاه يار

مردندخيلي ازغم ودل مبتلا نشد

گفتنددربي غمي اي مردمان بلاست

كوشيدهرطبيبي ورفع بلانشد

روسرخ هم نبوددل ما كه زر شود

تقصيرمانبودكه دل مبتلا نشد

 

  
نویسنده : soltane ghalbet ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٤