سلام بعداز۱۰۰ سال

   دير گاهي است كه دل از عطش يار بسوخت

             شمع و پروانه به هم شد دلِ ديوانه فروخت

 از ازل عهد من وتوست وفاي سوگند

             هر دم از خانه شيطان هوسي مي افروخت (N)

با عرض ارادت به تمام كساني كه دستي در نوشتن دارند و دلي همجنس باران

تو اين مدت كه زياد دست به نوشتن نبردم مشغول خوندن وبلاگهاي جديدي بودم كه برام فرستاده بودن. اكثراً وبلاگ رو با درد دل خونه اشتباه گرفتن .

بعضي ها هم دست وپا شكسته چيزهايي روبه اسم شعرنوشتن وعده اي هم با فتو زدن از نوشته هاي مجلات و….وبلاگشون روپركردن كه كاردسته آخرازهمه بدتره. چون اكثراًبدون ذكرنام منبع اين كاروانجام ميدن.

تقريباً تمام نوشته ها به طورمنظم نوشته نشدن بافاصله 1ماه 2روز 3هفته و…البته اين تأخيرازيه نظرقابل توجيهه،اونم براي كسانيكه وبلاگشون پرازاحساس خودشونه ،نه كپي از احساس ودست نوشته هاي ديگران.

امايه چيزبين همه مشتركه: همه بابيان عشق واحساس يه جوري مي خوان وجودشون رواثبات كنن وبگن ماهم تواين وادي قلم مي زنيم.

يادمه يكي از خواننده هاي وبلاگم برام زده بود تو كه خودت طعم عشق و نچشيدي چه ميفهمي تنهايي يعني چه؟ عاشق كيه و رفتن كسيكه دوسش داري تا چه حد خانمان بر اندازه و….

خلاصه غير مستقيم مي خواست بگه فقط كساني حق دارن ازعشق بنويسن كه قبلاً تجربه ش كرده باشن . قبوله اما تو جامعه ي ما كه تقلب و پارتي بازي زياد شده بذار يه موردش هم واسه من باشه . در هر حال اين شتريه كه در خونه هر كسي مي خوابه ، بذار تا هنوز در گير شب بيداريها و زجرهاش نشدم از خوبي هاي عشق و تا حدي بديهاش بنويسم تا بالاخره روزي به خودش برسم . به نظر من عشق خوبه به شرط اينكه تقليدي نباشد . خواستن خوبه به شرط اينكه هميشگي باشه ، خوندن خوبه به شرط اينكه تكراري نباشد ، شعر گفتن خوبه به شرط اينكه معني و قافيه داشته باشه و يه دنياي خوب و رويايي داشتن عاليه به شرط اينكه واقعي باشه.اگه يه كم فكركنيم ازوبلاگ نوشتن دست برمي داريم مگراينكه واقعاً تنها راه بروز احساس وتخليه روحيمون نوشتن تووبلاگ وبعدخوندن نظراتش باشه والا چه لزومي داره هرچندوقت يه بار يه ساعت بشيني تايپ كني بعدكلي پول اينترنت بدي كه بريزي تووبلاگ ودوباره كلي وقت وپول صرف كني تاببيني بقيه راجع به توچي فكر ميكنن تازه اونم آدمايي برات نظربدن كه شايدهيچ وقت نبينيشون. آدمهاي بي جنبه الان تودلشون بهم ميگن:خب توكه اينقدر داري بدمي گي مجبورنيستي بنويسي.(حداقل حالا خودت فهميدي آدم بي جنبه اي هستي يا نه)  اين توضيحات واسه كساني بود كه دائم مي پرسيدن :يعني توروزي نيم ساعت هم وقت نداري بنويسي؟ ازهمين جابهشون مي گم آخه اين نيم ساعت خيلي بيشترازاون نيم ساعتيه كه موقع يادگرفتن ساعت بهمون مي گفتن، البته بازهم فقط براي كساني كه تراوشات ذهني خودشون روميريزن تووبلاگشون.اصلاً باآدمهاي متقلب كاري ندارم براي اونها فقط يه ربع وقت لازمه تا كارشونو بكنن وبااين روش حتي غني ترين وبلاگ روهم داشته باشن. وبراي توضيح بيشتربايدبگم براي چرت وپرت نويسي كمتراز همه اينها وقت لازمه . " گرصبر كني زغوره حلوا سازي( سازم!)"

به قول يه آدم فرهيخته:" امروز بايددنبال كاري رفت كه واسه فردات فايده اي داشته باشه ودوزاربرات بيرزه نه اينكه فقط علافي باشه......" قبول؟

ماايرانيها از همه چيز بلديم نصفه استفاده كنيم ياهووايميل فقط براي چت ورفيق بازي و سرگرميمون قابل مصرفه غافل ازاينكه فايده هاي بيشتري هم داره، از وبلاگ براي درددل بدون توجه به جنبه آموزشيش، ازدانشگاه فقط براي وقت گذروني ومدرك گرفتن (البته فرض براينكه خوش بينانه به اين قضيه نگاه بشه!!!!!!!!) ، ازعشق چيزي براي كم نياوردن جلو بقيه واززندگي فقط نفس كشيدنش روبلديم...........

آخه چرا؟ به اكثركسانيكه بر مي خوري اززندگيشون ناراضين ودرصدزيادي هم آرزوي مرگ زودرس دارن.مي دوني چرا؟چون هدف ندارن . شديم كشورجهان سوم چون نه هدف داريم نه چشم ديدن پيشرفت بقيه رو.نه عشقمون عشقه، نه احتراممون احترام، نه درس خوندنمون درس خوندن. ونه حتي نوشتنمون نوشتن ..........

از همين جابه تويي كه داري اين متن رو مي خوني مي گم:اگه يه ذره خودت رو قبول داشته باشي همه چي حله وهيچ جاهم بهانه اي براي جازدن نداري فقط خودت وتواناييهات روباوركن وسعي كن همه جا: خودت باشي، خودخودت نه اوني كه بقيه مي خوان.

چيزهايي روكه خيلي دوست داري به واقعيت نزديكتركن.

اين هم ازتراوشات ذهني اين دفعه من، لطفاً با نگاه واقع بينانه وبا عينك خوش بيني بخونيد. چ.ن هميشه نبايد از عشق يا چيزهاي مورد قبول عام نوشت.اين وسط خودت وباورهات سهم بيشتري دارن.

  

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : soltane ghalbet ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٤